خرید بک لینک

درباره سایت

گمنام زمان

خدایــــــــــــــا همیشه و هر لحظه به یـــــادم بیــــاور که: نامحـــــــــرم ... نامحـــــــــــــرم اســــــــت چه در دنیـــــــــای حقــــــــیقی چه در دنیای مجــــــــــــازی یادمـــــــــان بینداز .... فاطمه(س) خود را از نابینــــا هم می پوشاند ...

امکانات وب



-->-->-->

log-->-->-->-->

✨بسم رب الشهداء و الصدیقین✨

 

uf4abزنده نگه داشتن یاد شهدا ، کمتر از شهادت نیست.
(مقام معظم رهبری؛ حضرت آیة الله خامنه ای مدظله العالی)uf4ab
uf33auf343uf33auf343uf33a

 

uf337نام شهید: بسیجی شهید ناهید فاتحی کرجو
uf337تاریخ تولد  1344/04/04

 

uf337یگان  :  همکاری با سپاه و پیش مرگان انقلاب

 

uf337تاریخ شهادت  :  1361/09/01

 

uf337محل شهادت  :  روستای هشمیز کردستان

 

uf337عملیات  :  توسط ضد انقلاب

 

uf337آرامگاه  :  تهران - بهشت زهرا (س)
uf33auf343uf33auf343uf33auf343
uf4ddزندگینامه
uf33auf343uf33auf343uf33auf343
uf4abولادت و معرفت به معبودuf4ab

 

uf337ناهيد فاتحي كرجو در چهارمين روز از تير ماه سال 1344 در شهر سنندج در ميان خانواده اي مذهبی و اهل تسنن به دنيا آمد. پدرش محمد از پرسنل ژاندارمري بود و مادرش سيده زينب، زني شيعه، زحمتكش و خانه دار بود كه فرزندانش را با عشق به اهل بيت (ع) بزرگ  مي كرد.

 

ناهيد كودكي مهربان، مسئوليت پذير و شجاع بود كه در دامان عفیف مادر، با رشد جسم، روح معنوي خود را پرورش مي­داد. آن قدر در محراب عبادت با خدا لذت مي­برد كه به پدرش گفته بود: «اگر از چيزي ناراحت و دلتنگ باشم وگريه كنم، چشمانم سرخ مي شود و سرم درد مي گيرد. اما وقتي با خدا راز و نياز كرده و گريه     مي­كنم، نه خسته ام، نه سردرد و ناراحتي جسمي احساس مي كنم، بلكه تازه سبك تر و آرام تر مي­شوم».

 

uf33auf343uf33auf343uf33auf343
uf4abنوجوانی از جنس ایمان و شهامتuf4ab

 

uf337با شروع حركت هاي انقلابي مردم ايران، ناهيد هم به سيل خروشان انقلابيون پيوست و با شركت در راهپيمايي ها و تظاهرات ضد طاغوت در جرگه دختران مبارز كردستان قرارگرفت.

 

روزي با دوستانش به قصد شركت در تظاهرات عليه رژيم به خيابان هاي اصلي شهر رفت. لحظاتي از شروع اين خيزش مردمي نگذشته بود كه مأموران شاه به مردم حمله كردند. آنها ناهيد را هم شناسايي كرده بودند و قصد دستگيري او را داشتند كه با كمك مردم از چنگال آن دژخيمان فرار كرد. برادرش مي گويد؛ «آن شب ناهيد از درد نمي توانست درست روي پايش بايستد. بر اثر ضربات ناشي از باتوم، پشتش كبود رنگ شده بود».

 

بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و شروع درگيري هاي ضد انقلاب در مناطق كردستان، همكاري اش را با نيروهاي ارتش و بسیج و سپاه آغازكرد. شروع اين همكاري، خشم ضد انقلاب به خصوص گروهك كومله را كه زخم خورده فعاليت هاي انقلابي اين نوجوان و ساير دوستانش بود، برانگيخت.
uf33auf343uf33auf343uf33auf343

uf4abراهی به سوی آسمانی شدنuf4ab

 

uf337ناهيد علاوه بر همکاری با بسیج وسپاه بيشتر وقتش را به خواندن كتاب هاي مذهبي و قرآن و انجام فعاليت هاي اجتماعي مي گذراند.

 

اوايل زمستان سال 1360 به شدت بيمار شد و به درمانگاهي در ميدان مركزي شهر سنندج مراجعه كرد. اما از ساعت مراجعتش خيلي گذشته بود و خانواده نگران شده بودند. خواهرش به دنبالش مي رود و بعد از ساعت ها پرس و جو پيدايش نمي كند. خبري از ناهيد نبود! انگار كه اصلاً به درمانگاه نرفته بود! آن وقت ها پدر ناهيد در جبهه خرمشهر بود و مادر نگران و دست تنها، به تنهايي همه جا دنبال او مي گشت. تا اينكه بالاخره از چند نفر كه ناهيد را مي شناختند و او را آن روز ديده بودند شنيد كه: چهار نفر، ناهيد را دوره كرده، به زور سوار ميني بوس كردند و بردند!
uf33auf343uf33auf343uf33auf343
بعد از ربوده شدن ناهيد، خانواده او مرتب مورد تهديد قرار مي گرفتند. افراد ناشناس به خانه آنها نامه مي فرستادند كه: اگر باز هم با سپاه و پيشمرگان انقلاب همكاري كنيد، بقيه بچه هايتان را هم مي­كشيم.
uf33auf343uf33auf343uf33auf343
uf4abزخم ستارهuf4ab

 

uf337چند وقتي از ربوده شدن ناهيد گذشته بود كه خبر گرداندن دختري در روستاهاي كردستان با دستاني بسته و سري تراشيده به جرم اينكه «اين جاسوس خميني است!» همه جا پخش شد. يك روستايي گفته بود: آنها سر دختري را تراشيده بودند و او را در روستا مي گرداندند . گفته بودند آزادت نمي كنيم مگر اينكه به خميني توهين كني!.
uf33auf343uf33auf343uf33auf343
uf337او ناهيد بود كه با شهامت و ايستادگي قابل تحسين از مقتداي انقلابي خود حمايت كرده و زير بار حرف زور آنها نرفته بود. مردم روستا در آن شرايط سخت كه جرأت حرف زدن نداشتند، به وضعيت شكنجه وحشيانه اين دختر اعتراض كرده بودند. اما هيچ گوش شنوا و مرد عملي پيدا نشده بودكه ناهيد، دختر جوان و انقلابي را از چنگال ستم آنها رهايي بخشد.
uf33auf343uf33auf343uf33auf343

 

uf4d5عروج

 

از روز ربوده شدن او يازده ماه مي گذشت كه پيكر بي جان و مجروح و كبود او را با سري شكسته و تراشيده در سنگلاخ هاي اطراف روستاي هشميز پيدا كردند. روایت دیگر حاکیست که اشرار برای وادار کردن ناهید به توهین نسبت به حضرت امام(ره) اورا زنده بگور کرده بودند.
uf33auf343uf33auf343uf33auf343

 

uf4abشادی روح بزرگش فاتحه و صلوات

 
 

uf516

برچسب: شهدا,شهید ناهید ,حر انقلاب,زندگینامه تکان دهنده,زندگینامه زیبا وتکان دهنده, نویسنده: Gomnam 313 تاريخ: سه شنبه 3 آذر 1394 ساعت: 9:54

صفحه بندی